موسیقی آب گرم



Friday, August 03, 2007

٭


از فیلم "پی" چیز زیادی سرم نشد. "مرثیه‌ای برای یک رویا" ولی فیلم راحت و خوبی بود. اما، the fountain، ترکیبی از دو فیلم قبلی آرنوفسکی ئه. از طرفی داستان به قدری شفاف هست که علاقه‌مند به دنبال کردن باشی و تعلیق ایجاد کنه و از طرفی هم وجوه استعاری و تفکر برانگیز اِنقدر داره که چندین بار ببینی‌اش.
ایده‌ی اولیه فیلم بعد از دیدن ماتریکس به ذهن آرنوفسکی می‌رسه: بعد از برادران واچوفسکی که تیکه پاره‌هایی ایده‌های جدید را همراه با مقداری تیر و تفنگ به خورد مردم دادند، چه فیلم علمی تخیلی می‌شه ساخت که با مردم ارتباط برقرار کنه؟
فیلم ابتدا در سال 2002 با حضور برد پیت قرار بوده ساخته بشه ولی با خروج پیت، پروژه لنگ در هوا می‌مونه. تا سال 2005 که فیلم با بازی هیو جکمن کلید می‌خوره.
خب، تکلیف خودم با فیلم مشخص نیست. بعضی برداشت‌ها به نظرم واقعاً احمقانه و بچگانه آمد، مثل سکانس روییدن گیاه از شکم تامی، یا سکانس انفجار، یا اون حرکات رزمی. ولی از طرفی هم سکانس‌های واقعاً معرکه به اضافه‌ی موسیقی و تدوینی عالی داره: سکانس‌هایی که شامل نماهای درشت از موهای ریز پشت گردن دختره می‌شد و یا جایی که از آینده به حال بر می‌گردیم و چوب ِ زیر دست تامی تبدیل به بدن زنش می‌شه.
در هر صورت دیدنش برای یکی دوبار توصیه می‌شود. بالاخره این هم فیلمی‌ست، حالا از نوع فلسفیدن به سبک آمریکائی‌اش!

مقاله‌ها و مصاحبه‌های خوبی رو پایین این صفحه می‌شه یافت. در ضمن اون سحابی شیبالبا که مدام بهش اشاره می‌شه همون سحابی بزرگ صورت فلکی جباره که اگر با این صورت فلکی آشنا باشید، نور وسطی در شمشیر آقای جبار، همین سحابی‌ئه.

Labels:


........................................................................................

Home