موسیقی آب گرم



Tuesday, July 24, 2007

٭
راستش رو بخواید خانم استوایی نشین، هرچی تو همین چند جلد کتابی که دارم، دنبال شعری با مضمون سنگ صفرا، سرهنگ، استوا، غرغر و چندتا کلمه‌ی دیگه گشتم، نتونستم شعری پیدا کنم. بنابراین ناچارم (می‌فهمید که؟) همین‌طور خشک و خالی اعلام خوشحالی کنم از بازگشت غیره منتظره‌ی هزاربار‌تون به وبلاگستان!

پی‌نوشت: در مورد استاد عباس معروفی خواهش می‌کنم این مقاله رو با موضوع "به یاد هوشنگ گلشیری" بخونید و عنوان‌های پیشنهادی مقاله رو اعلام کنید. پیشنهادهای من این‌هاست: "قصه‌های من و هوشی" یا "چگونه هوشی چای مرا شیرین می‌کرد" یا " من از دیدگاه هوشی" یا "آخرش از طبقه چندم خودم رو بندازم پایین؟"

........................................................................................

Home